تبليغاتX
ای کاش امتداد لحظه هاتکرار باتو بودن بود - دلم گرفته آسمون ...

ای کاش امتداد لحظه هاتکرار باتو بودن بود

بگذار تنهاترين منتظر سر راهت باشم

دلم گرفته

دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه كنم

شكنجه مي شم از خودم نمي تونم شكوه كنم

انگاري كوه غصه ها رو سينه‌ي من اومده

آخ داره باورم مي شه خنده به ما نيومده

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بي كسي يه عمره كه در به درم

حتي صداي نفسم مي گه كه توي قفسم

من واسه آتيش زدنت يه كوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون يه كم من و حوصله كن

نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن

من و به بازي مي گيرن عقربه هاي ساعتم

برگه تقويم مي كنه لحظه به لحظه لعنتم

آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن

کوچه ی غم

درون كوچه‌ي قلبم چه غمگينانه مي پيچيد

صداي تو كه مي گفتي به جزتو دل نمي بندم

فريب وعده هايت را ندانستم ولي اكنون

به ياد وعده هاي تو ميان گريه مي خندم

بروديگر كه دل از غم رها كردم خداحافظ خداحافظ

كه ديگر برنميگردم كه ديگر بر نميگردم

تو بودي آسمان من غمت همسايه‌ي قلبم

ولي خورشيد چشم تو به بام ديگري سرزد

قسم بر سوز پنهانم تو را ديگر نمي خواهم

كه از باغ دوچشم تو پرستوي دلم پرزد

درآن غمگين غروب سرد تو از قلبم سفر كردي

نگاهم در افقها ماند و من افسوس مي خوردم

شيار گونه هايم را گل اشكم نوازش كرد

و من از تو جدا ماندم ولي اي كاش مي مردم

بارون

به تو ميرسم تو بارون اگه حتي مرده باشي

اگه حتي به غريبه دلت رو سپرده باشي

نازنين شكست من رو پاي ساده لوحي نگذار

بذار تو قمار اين عشق بازي رو تو برده باشي

اگه باختم از تو باختم اگه سوختم از تو سوختم

ولي خاكستر عشق و دوباره به تو نفروختم

واسه تسكين عذابم مي شد از دوباره دل داد

ولي من سوختم و جز تو چشم به هيچكسي ندوختم

واسه تو گذشتم از من تا تو رد شي از غم و درد

تا تو بشكفي دوباره تا نموني زخمي و زرد

مي شكستم تا خوشي رو به نگاه تو ببخشم

اما وقت هديه كردن دست تو ، دستامو رد كرد

واسه من اگرچه مردي بعد از اون حرفاي آخر

اما زنده مي شي از نو زير بارون كه ميشم تر

با من تنهاي تنها خيلي بد كردي عزيزم

اما تو سرود بارون نمي گم بهت ستمگر

 

 

 

+ نوشته شده یکشنبه 21 مرداد1386 0 دلنوشته هاي سوده |


javascripts

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

بهترين سايت آموزش ايرانيان

JavaScript Codes