|
بگذار تنهاترين منتظر سر راهت باشم
|
باور نمي شه ديگه تو منو دوسم نداري كه به كلبه حقيرم ديگه تو پا نميذاري باورم نمي شه عشقت مثل ياس باغچه پژمرد تو نيومدي و شوقم توي دست لحظه ها مرد گل خاطر تو يخ زد تو شب كوير قلبم انتظار تو نمك زد به تنه زخمي دردم چه شبايي كه خدا رو تو دلم صدا نكرد براي رسيدن تو چه دعاها كه نكردم روي شونه صبوري ضجه مي زدم هميشه مي دونستم كه وجودم بي وجود تو نميشه توي اوج بيقراري ديگه صبر من سر اومد روز و شب گذشتن اما خبري از تو نيومد من هنوزم بيقرارم واسه دوري چشمات بيا تو تا قربون كنم من همه دنيامو سر رات دل من پر از اميده كه يه روز ترو ببينم كه يه روز تا به هميشه من كنار تو بشينم
+ نوشته شده پنجشنبه 3 آبان1386 0 دلنوشته هاي سوده |